محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
18
مخزن الأدوية ( ط . ج )
يكى فاعله و ديگرى منفعله باشد از آن بروز و ظهور مىنمايد مثلًا اگر در آن ممتزج عنصر نار غالب است پس آن احر و ايبس از مما ينبغى است و اگر عنصر هوا غالب است احر و ارطب از آن خواهد بود و همچنين آنچه در آن يك كيفيت غالب است كه مفرد باشد دو عنصر غالب است مثلًا در احر مما ينبغى دو عنصر غالب است كه نار و هوا باشد دو كيفيت منفعله آن هر دو رطوبت و يبوست است با هم فعل و انفعال نموده و به حكم اذا تعارضا تساقطا فعل و اثر هر دو مرتفع مىگردد پس باقى نمىماند مگر دو جزو حار از آن هر دو پس آن شى ممتزج احر مما ينبغى خواهد بود و هر چند حرارت بسيار بالعرض احداث يبس مىنمايد به سبب شدت تحليل و تفتيح خود و ليكن آن يبس در جنب حرارت كمتر است زيرا كه بالعرض است نه بالذات و بر همين قياس نمايند ابرد و ارطب و ايبس مما ينبغى را كما لا يخفى . * و بدان كه * كيفيت عبارت از هيأت مستقره مجتمعة الاجزاء در جسم است كه تصور ادراك آن موجب تصور و ادراك امرى خارج از آن نباشد و نيز اقتضاى قسمت و يا نسبت در اجزاء حامل و موضوع خود ننمايد يعنى قسمت پذير نباشد و الله اعلم . * و امّا كيفيت معرفت درجات ادويه و مراتب آنها * پس بدان كه آنچه وارد بدن انسان معتدل المزاج و يا قريب به اعتدال جوان زكى الحس با ادراك گردد و حرارت غريزى او در آن تأثير نمايد و كيفيت كامنه بالقوه آن را بروز و به فعل آورد و آن كيفيت حاصله اگر مماثل كيفيت بدن آنست و به تكرار استعمال و تكثار مقدار شربت تأثيرى و احداث كيفيت غالب و زايد بر مزاج اصلى آن نكند و ارواح و قوا را متغير نسازد به كيفيتى از كيفيات اربعه و ناقص و مختل ننمايد فعلى از افعال را آن را معتدل نامند و الا خارج از اعتدال و خروج آن اگر به مرتبه ايست كه مقدار كم آن در بدن احداث كيفيتى غالب و زايد ننمايد و مقدار بسيار و تكرار استعمال آن تغيير كمى نمايد امّا ناقص و مختل نسازد فعلى از افعال را آن را درجه اولى گويند و اگر مقدار كم آن احداث كيفيتى غالب و زايد نمايد امّا زيادتى مقدار و كثرت استعمال آن به سر حد ضرر و فساد نرسد آن را درجه ثانيه نامند و اگر با آن به سر حد ضرر و فساد و نقصان و اختلال رسد و ليكن مهلك نباشد آن را درجه ثالثه گويند و اگر ضرر بسيار و عظيم در ارواح و قوى نمايد و به سر حد هلاكت رساند و مهلك باشد آن را درجه رابعه نامند و نيز مراتب اربعه و تأثير كيفيت غالبه آن را بدين نهج بيان نمودهاند كه چون بدن مشتمل است بر افضيه مانند معده و بر مجارى مانند عروق و بر اخلاط محصوره در عروق و بر رطوبت ثانيه محصوره در عروق شعريه و فوهات سواقى و بر اعضا و ارواح كه در جميع اعضاى مذكوره سارىاند پس هر چه به مقدارى خالى از افراط و تفريط وارد بدن گردد بيرون از آن نيست كه بعد از متغير شدن از كيفيت بدنى تأثير در هواى شاغل افضيه كرده مفقود الاثر مىگردد و يا اثرى از آن باقى مىماند اول معتدل است و ثانى اگر تأثير آن منحصر در روح مجاور مجارى است و تجاوز از آن نمىتواند نمود درجه اولى است و اگر تأثير در روح و اخلاط نيز مىنمايد درجه دويّم و اگر در روح و اخلاط و رطوبت ثانيه تأثير مىنمايد درجه سيّم و اگر تأثير آن در هر سه باشد و كل اعضا را شامل گردد درجه چهارم نامند كه نهايت تأثير است . * بدان كه * هر يك از درجات را سه مرتبه قرار دادهاند در عرض اول و وسط و آخر و كيفيت غالبه در هر يك در اول آن درجه بالنسبت به وسط آن كمتر محسوس مىگردد و در وسط از آن زياده و در آخر از همه زياده و درجه رابعه در هر مرتبه از كيفيات را در طول سم گفتهاند و آن شيء را سمى مگر آنكه به حسب صورت نوعيه ترياقى باشد و آنچه اذيّت و سمّيت آن در اول اثناى آن درجه باشد قابل اصلاح است و آنچه در آخر آن اصلاح پذير نيست و اين تقسيم و مراتب و درجات كيفيات چندان اصلى ندارد و كلى نيست بلكه اكثرى و استقرايى است نه تحقيقى . * فايده * بدان كه مقرر است نزد حكما كه شيء حار رطب تجاوز نمىكند حرارت آن از درجه اولى جهت آنكه اگر حرارت آن زايد شود بر آن مقدار فانى مىسازد رطوبت آن را پس براى اين است كه نمىباشد دواى گرم در درجه دويّم و سيّم در اكثر مگر يابس و هر چيز كه حار در درجه سيّم و چهارم باشد البته يابس است در آن درجه و تأثير سميات اكثر به صورت نوعيه خود است كه خاصيت مىنامند به همان معنى كه مذكور شد نه به كيفيت محض چنانچه ذكر يافت و اكثر ادويه فادزهريه قويه گرم و خشك است و يا سرد و خشك مىباشد همچنين سموم حيوانات سمى زيرا كه تأثير هر يك از فاعلتين كه حرارت و برودت باشند با يبوست بسيار و قوى مىباشد و با رطوبت اندك و ضعيف . * و نيز * مزاج را به قسمت اولى دو نوع قرار دادهاند يكى اولى اصلى طبيعى حاصل از امتزاج عناصر اربعه و غلبه بعضى بر بعضى و مغلوبيت ديگرى و دويّم ثانوى صناعى حادث از تراكيب ادويه مفرده يا مركبه در مركبات مصنوعه و اين تركيب شامل كيفيت و صورت هر دو است يعنى همچنان كه كيفيت اولى اصلى مىباشد ثانوى صناعى نيز مىباشد چنانچه ذكر يافت همچنين به حسب صورت نيز بر دو نوع است يكى اولى اصلى و دوم فرعى صناعى و نيز هر يك بر دو نوعاند : تامّ التركيب قوى مستحكم و غير